♪♫♥♂♀☻نی نی کوچولوهای عاشق.♪♫♥♂♀☻

دوست داریم ببوسیم همو آروم که به همدیگه اصابت کنه بینیهامون

روز سرنوشت
فردا روز سرنوشته

کل امشب رو دعا میکنم که به تموم آرزوها و رویاهامون برسیم.

خدا هم با ماست

خدایا کمکمون کن مثل همیشه که کمکمون کردی

دوستان شما هم واسمون دعا کنین

پنجشنبه پنجم تیر 1393 21:50نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ | |
قهر تو آتیشمه
ببخش عروس قصه دلم جوونی کرده

با تو اگه یه لحظه نامهربونی کرده

چه سرنوشت خوبی وقتی خود خدا هم

برای خوشبختیمون پا درمیونی کرده

عروس خوب قصه عروس آرزوهام

وقتی که خیلی تنهام قهر نکن با چشمام

قهر نکن عشق من قهر تو آتیشمه

من نمی خوام بسوزم وقتی دلت پیشمه

برای داشتن تو چه راه دوری رفتم

لم می خواد بدونی راهُ چه جوری رفتم

شنبه هفدهم خرداد 1393 21:14نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ | |
چهارمین بهار زندگی

به نام خدایی که عشق را آفرید

بلاگفا

یاهو 

نیم باز

ebuddy

فرجه امتحانات

بی خوابی های شبانه

ایرانسل

از کودمشون باس تشکر کنم ؟

کودومشون تحول اصلی زندگیم بودن ؟

کودمشون باعث شدن که قلبم بلرزه؟

کودومشون راه و مسیر زندگیمو عوض کردن ؟

کودمشون منو از فرش به عرش بردن؟

کودومشون راهه رسیدن من به بهترینه روی زمین بودن ؟

هیشکودوم

فقط خداااااااااااا

خدایا ازت ممنونم

ممنونم که دوستم داشتی و داری

ممنونم که دوست داشتنو یادم دادی

ممنونم که بهترین انتخاب دنیا رو جلو روم گذاشتی

خدایا قسمت اول این پست فقط میخوام از تو تشکر کنم

خدایا ممنونم که یکی رو همدم تنهاییم کردی که هیچ کس جز اون نمیتونست تحملم کنه

خدایا....

ممنونم

نقطه سر خط


چه بی‌ اندازه میخوامت چقدر زود عاشقم کردی
تو از تو خلوت شب هام یه دنیا بغض رو کم کردی
چه بی‌ اندازه درگیر نگاه آسمونیتم
چه تو خواب و چه بیداری به دنبال نشونیتم
یه دنیا از تو ممنونم برای این همه شادی
چه سرشارم از عطر تو تو به من زندگی‌ دادی
چه بی‌ اندازه خوشحالم جهان مال منه امشب
کسی‌ خوشبختی‌ ما رو به هم نمی‌زنه امشب
چه بی‌ اندازه آرومم چشات از عشق لبریزه
ببین امشب برای ما چقدر خاطره انگیزه
واسه این عشق رویایی یه دنیا از تو ممنونم
تو هم حس من رو داری تو چشمات این رو میخونم

قسمت دوم :

...................... عشقم ؟

جای خالی را با کلمات مناسب پر کنید

نه نه

اصلا اونور جمله مهم نیس

عشقم ؟

چه کلمه ی آشنایی

انگار همین دیروز بود

ع ش ق م

انگار همین دیروز این 4 تا حرف کوچولو تمام پیکر یه آدمو لرزوند

عشقم ؟

کلمه ای که شاید اون لحظه گفته نمیشد من الان یه آدم دیگه ای بودم

شاید دیگه عاشق نمیشدم

عشقم؟

وای که چقد قشنگه این کلمه

چقد قشنگ تره که نصف شب یکی بهت بگه عشقم

چقد حال آدم خوب میشه وقتی فکر میکنه یکی دوستش داره

چقد باحاله که بالاخره یکی رو داری که میتونی باور داشته باشی دیگه تنها نیستی

چقدر جذابه آدم یکی رو دوست داشته باشه

چقدر خوش میگذره یکی همش به فکرت باشه

چقدر آدم خوشش میاد به جای اخم و غم خنده و شادی ورد زندگی بشه

همه ی اینا فکرایی بود که نذاشت اون شب من بخوابم و تا صبح بیدر باشم

و به یه زندگی جدید فکر کنم

وای یعنی میشه منم یکی رو داشته باشم که دوستم داشته باشه؟

تمام شب رو مست بودم با این افکار

خیلی داشت بهم حال میداد

انگار درونم داشت عوض میشد

انگار داشتن یه قلب جدید واسم کار میذاشتن

دل رو زدم به دریا

گفتم من این عشقو میخوام

من این عشقو که حاضر شده همه چی رو زیر پا بزاره و بگه عشقم میخوام

من این عشقو واس همیشه بدون اینکه هیچوقت سرش منت بزارم میخوام

من این عشقو میخوام بزرگش کنم

میدونستم خیلی سخته

ولی میخواستم

کسی که منو دوست داره پس منم دوستش دارم

پس منم میخوامش

فاصله ش مهم نبود چون دلم فقط میگفت من اینو میخوام

من این عشقو ندیده خواستم

چون دوستم داشت

پس منم باید همه چی رو کنار بزارم و بخوامش

با کلی ذوق و حس تازه منتظر بودم که بهش بگم میخوامش

یه حس نو که تا حالا درونم ایجاد نشده بود

اون عشق همچنان داره بزرگتر میشه

هر روز بزرگتر از دیروز

اینقد میخوام بزرگش کنم که بشه بزرگترین عشق دنیا

الان اون عشقم ؟ کوچولوی 4 حرفی 4 سالشه

انگار از این به بعد 4 قراره عدد شانس من باشه

چون تو این سال چهارم قراره خیلی اتفاقای خوب واسمون بیفته

عشقم فاطمم عزیز ترین کسم خانومم وجودم

مهربونم نازنینم فرشته م عمره من عسلم

خیلی دوستت دارم

تولدمون مبارک عشقم 

میخوام امسال بهترین سال عمرمون باشه

خدایا خودت میدونی که چی میخوایم ازت

تا حالا که باهامون راه اومدی

اینم واسمون بخواه که پیش هم باشیم

عاشقتم فاطم

بیا که منتظرتم که به همه ی عالم پز بدیم

همه بهمون حسودی کنن

اینقد با هم خوب باشیم و خوش باشیم که هیچی نتونه بینمون فاصله بندازه

تو پیشم باشی دیگه هیچی از خدا نمیخوام

تو زندگیم هدفم تو نیستی

هدف واسه تو خیلی کوچیکه

تو خوده زندگیمی

بیا و از اینی که هس روشن ترش کن

 دوستت دارم و این تمام من است.

از الان 5 و 6 و 7 و.................. رو دارم میبینم که همیشه پیشه همیم و با هم خوشحالیم

خیلی میخوامت آرامش من

عشقه جاوید من عشقمون جاوید

دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 20:57نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ | |
mohaye to

موهای یک زن خلق نشده

برای پوشانده شدن

یا برای باز شدن در باد

یا جلب نظر

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشقش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد

چه حال خوشي داشت،

چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم.

دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم

یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟

بگی اره ..!!!

منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم

یک تار موی تو را به او نمیدهم

 

 


چهارشنبه ششم فروردین 1393 16:47نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ | |
تولدت مبارک خوش اومدی ستاره

دلم میخواد بدونی تو این همه ستاره / هیچ کی اندازه ی من نگاتو دوست نداره

تولدت پر از نور خوش اومدی ستاره / اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره . . .


امروز یه روز خاصیه روز معمولی نیس

نه اینکه فقط واس من یه روز خاص باشه نه

امروز یه روز خاص واس کل دنیاس

چون خدا یه فرشته ی آسمونی رو از آسمون به زمین فرستاد

واس همینه که خدا هر سال 19 دی گریه میکنه و آسمونش بارونیه

اونم طاقت دوریه فرشتشو نداشته

مث من که طاقت دوری این فرشته رو ندارم و باید همیشه پیشش باشم

الان که دارم این پست رو میزارم به این خانومه گفتم که دارم میرم حموم

قرار بود جمعه این پست رو بزارم

19 دی یه روز معمولی نیس 

اگه گفتین چه روزیه؟

نه باوا میدونم پنجشنبه س

میگم یه روز خاصیه

آره آها آفرین

امروز تولد عشقه منه

عشقم وارد 18 سالگی شده. ینی دیگه خیلی بزرگ شده و واس خودش خانومی شده

ینی اگ تا دیروز بهش میگفتم نینی کوشولوی من دیگ از امروز خانومیه منه و بزرگ شده

الان ما سومین تولدیه که با همیم و خوشبختیم

الان یکم دوریمون کمتر اذیتمون میکنه چون جفتمون به تابستون سال بعد خوشبینیم که پیش همیم و این همه دوری تموم میشه

اگ کل دنیا بسیج بشن 

اگ خدا بیاد پایین

اگ بابات بگه نه

اگ خودت منو نخوای

اگ داداشت بزنه چلاغم کنه

اگ زلزله بیاد بین شمال و جنوب فاصله بیفته

اگ طوفان شه

اگ اگ اگ اگ

اگ نداره 

هرچی بشه فکرشم نکن من ازت دس بکشم

من و تو بهم وصل شدیم از هم جدا نمیشم

ینی امکان نداره که بتونم یه لحظه بی تو زندگی کنم

اگ بعضی وقتا بد اخلاق میشم اونم از دوست داشتنمه

اگ بعضی وقتا حرف زور میزنم از دوس داشتنمه

چون من میبینم یه چیزایی رو که تو نمیبینی


تمامِ آن چیزی که درباره‌ی تو در سرم هست،
ده‌ها کتاب می‌شود،
اما تمام چیزی که در دلم هست،
فقط دو کلمه است،
دوستت دارم


دوستت دارم مهربونم

دوستت دارم بهترین عشق دنیا

دوستت دارم بهونه زندگیم

دوستت دارم نبض احساسم

دوستت دارم صدای قلبم

دوستت دارم امید زندگیم

دوستت دارم نور چشمم

فقط برای زندگیم یه دلیل وجود داره اونم دوس داشتن تو ئه

 دوست داشتن به تعداد گفتن نیس

حسیه ک باید لمسش کنی


دوستت دارم و این تمام من است

روز تولد توست ، نیستم اما کنار تو /کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمی تونیم این روز و پیش هم باشیم / بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

چهارشنبه هجدهم دی 1392 19:52نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ | |
change life

بسم ا...

به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم. کوچیکه ولی اگه گنجشک گریه کنه میمیره....

 

آقایی مینویسه

منو خانومی میخوایم از امروز خیلی تغییر کنیم

میخوایم همو بیشتر از پیش دوس داشته باشیم

دیگه همو ناراحت نکنیم

کارایی کنیم که بیشتر همو خوشحال کنیم تا بتونیم این فاصله رو پوشش بدیم

نه این که الان همو دوس نداشته باشیم.واسه هم میمیریم ولی میخوایم خیلی خیلی بیشتر از این همو دوس داشته باشیم

دیگه اشک همو در نیاریم

یکم صبر و حوصلمونو بیشتر کنیم

از خوشگلی و خانومی و مهربونی عشقم هرچی بگم کم گفتم

دیگه اینکه واس اونایی که تازه وب مارو میخونن بگم ما دوتا وروجک داریم

اسمشون نیما و نیاز

کلی واس جفتشون منو خانومی برنامه داریم

یکیشون قراره آقا مهندس بشه یکیشونم خانم دکتر

منو مامانشونم میخوایم کمکشون کنیم

اگه تو کل دنیا بخوایم لوس ترین دخترو پیدا کنیم اون خانومیه منه.ینی جوری خودشو واس من لوس میکنه آدم میخواد جیگرشو بخوره. موقع لالا کافیه بغلش کنم دوتا که بوسش کنم فوری پیش پیش میکنه

میگه از بس بغلت راحته من خوابم میبره

منم هی تو بغلم نازش میدم که راحت بخوابه

تازگیا شیطون بلا شده خوابای خوشگل خوشگل میبینه

دیگه کل صحبتای ما شده در مورد اون روز تاریخی(1شهریور)

ینی در مورد هر لخظه هر ثانیه اون روز میشینیم کلی باهم میحرفیم

این خانومه تازگیا اینقد شجاع شده

نمیره مدرسه

مدرسه رو میپیچونه

خلاصه همه کار میکنه که فوری بیاد خونه پیش من.

تازگیا تو سنجش یه آزمون خیلی خوب داده.راضیم ازش

ولی قول داده به من که خیلی خیلی بیشتر تلاش کنه

آخه میخواد شمال قبول شه بیاد پیش من کلی کیف و حال کنیم

بریم بیرون گردش دور دور .تولد بگیریم جشن بگیریم . کادو بدیم به هم. خلاصه کلی بهمون خوش بگذره

دیگه چی بگم؟

این خانومه کلی بلاست. حتما باید اول من یه چیزیو بخورم بعد خودش دهنی منو بخوره.مث اون روز که بستنیو باهمدیگه خوردیم

 

تپش قلبم شده مثل پفیلا
یکی برا من... یکی برا تو

 

این خانومی گل و گلاب من یه فیلمی تی وی میده همش باید ببینه.حتما هم باید تو بغل من بشینه یا رو پام دراز بکشه نگاه کنه وگرنه نگاه نمیکنه. عاشق فیلمای عاشقانه س.

اصن یه کیفی میکنه. منم کیف میکنم ذوقشو میبینم

مث اون روز که لپمو باد کردم اونم ذوق کرد منم کیف کردم

 

بی تو آینده ناخوشاینده عشق من

هیشکیو جز تو نمیپسنده چشمه من

 

نه بی تو ای وای نه

 

لحظه به لحظه عذاب محضه عشق من

اگه نبینه تورو هر لحظه چشم من

 

نه بی تو ای وای نه

 

همیشه به عشق این عشقت

دل من زنده س به عشقت

کاش میدونستی کاشکی

میکشم نفس به عشقت

 

دلبندم,دل کندم از همه به خاطرت

خیلی برام عزیزه خاطرت

 

دیگه چیزی یادم نمیاد بگم

فقط...

خیلی دوستت دارم خیلی

حتی وقتی نیستمم دارم بهت فکر میکنم

کل زندگیم تحت تاثیر حضور توئه

خوردنم خوابیدنم لباس پوشیدنم درس خوندنم راه رفتنم همه چیزم

زندگیمم فقط ب خاطر توئه

حتی وقتی عصبی ام

بی حوصله ام

ناراحتم

دوستت دارم و داشتمو خواهم داشت

شک نکن

هیچ وقت شک نکن که ما به هم میرسیم

حتی وقتی تا اوج تموم شدنم میریم باور نکن که ما به هم نمیرسیم

چون ما اصلا بدون هم نمیتونیم زندگی کنیم

ما واس همیم

آغوش ما واس همدیگه ثبت شده

خدا ثبتش کرده

حتما خدا هم میخواد که اینقد راه های خوب واس رسیدن جلو ما میذاره

با تمام وجودم دوستت دارم وجودم

تمام

 

شنبه نهم آذر 1392 17:4نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ |
اندر احوالات اس ام اس های منو آقاییم
矢印 のデコメ絵文字من : اقایی تاسی را 8 بار پرتاب میکنیم احتمال اینکه حداقل 2 بار 6 بیاید را محاسبه کن واسم (مشقمه )勉強 のデコメ絵文字

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 اقایی جواب نمیده

矢印 のデコメ絵文字 من : اقایی بلدی ؟‌表情 のデコメ絵文字

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی : با عرض شرمساری خیر.ولی آسونه ها顔文字 のデコメ絵文字

矢印 のデコメ絵文字 من : (آیکون ناراحت)بلد نیسم

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی ساکـــــــــــــــــــت

矢印 のデコメ絵文字 من : رشته ریاضی فیزیک خجالت بکش

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 اقایی دو تا اس پشت سر هم میده

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی : باید کلی مثال حل کنی دستت روون شه

矢印 のデコメ絵文字 من اندر غم و غصه

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی: خو یادم رفته دو سال گذشته ها

矢印 のデコメ絵文字 من : جوابش پیدا کن (آیکون گریه)

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی : دیگه داری تنبل میشیا

矢印 のデコメ絵文字 من : خب (آیکون لوس و گریه)

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی : بوکشو نگا کن.این بوک چیه آویزوونه ؟‌   (لازم به ذکر است بگویم بوک در زبان گیلانی به معنای چانه است) (و ینی چرا ناراحتی)

矢印 のデコメ絵文字 من : تو توی درسام بهم کمک نمیکنی

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی : من دیده پیل شدم منکه دیده بلد نیسم

矢印 のデコメ絵文字 من : من شوهل پیل نوموخوام

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی: بلم بمیلم دیده شوهل نداشته باشی

矢印 のデコメ絵文字 من : یه بار دیگه این حرفو زدی خیلی شیک میزنم تو دهنت

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 اقایی : تو میگی شوهر پیر نمیخوام خب

矢印 のデコメ絵文字 من :مگه تو پیری ؟

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی : اوهوم دیگه بابایی م دیگه ひげ男爵(笑) のデコメ絵文字

矢印 のデコメ絵文字 من : اگه تو بابایی هسی پس مامانی کیه ؟

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 آقایی : مامانی ندالی.تو رو خدا فرستاده  (دیووونه شدم با این حرفش )

矢印 のデコメ絵文字 من :‌تو هم فرشته ای میدونسی ؟

記号。矢印。右 のデコメ絵文字 اقایی : اوهوم 顔文字 のデコメ絵文字


پی نوشت تنبلی : مدیونین یه درصد فک کنین من شاگرد تنبلم勉強 のデコメ絵文字

تیپی نوشت : رفته تیپی که من دوس دارم لباس خریدهICON图标0004 .قراره عکس بگیره که ببینم顔文字 のデコメ絵文字


فراموش نشه

سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 11:47نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ |
بهترین روز زندگیمون


ادامـ ــه حرفایِ ما
سه شنبه پنجم شهریور 1392 10:29نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ |
دیدار بزرگ

آقایی مینویسه

سلام.

من قرار بود امسال برم شیراز پیش خانومی. اما چون میترسید بیاد بیرون و همو ببینیم بهم گفت نیا.

23 مرداد دقیقا مصادف با ماهگردمون خانومی اس داد میتونی بیای پیشم؟

منم تعجب کردم آخه چه جوری میخواد بیاد بیرون.

تا اینکه فهمیدم یه جوری قراره همو ببینیم و بحرفیم که هیچکس نمیتونه اذیتمون کنه

خلاصه برنامه چیدیم واس اول شهریور قراره دیدارمون.

تو این چند روزی که وقت داشتم هم باید خانواده رو راضی میکردم هم اینکه یکیو پیدا میکردم که تنهایی نرم.

قرار شد یکی از دوستام بیاد

ولی خانواده راضی نمیشدن

میگفتن چه خبره دم به ساعت میگی میخوام برم شیراز

خب این همه جا. برو جای دیگ. یه جای نزدیک

شیراز نرو

خلاصه بعد از کلی مکافات و استرس راضی شدن که برم

واس 30 مرداد بلیط گرفتم

یهو روز قبلش رفیقم گفت مهمون اومده واسمون نمیتونم بیام

منم در به در دنباله یه نفر که با خودم بیارم

هیشکی نبود

خلاصه همون رفیقم گفت میام

چهارشنبه ساعت یک عصر راه افتادیم

کلی ذوق داشتیم منو خانومی

اس ام اس میدادیم به همو بعد از کلی استرس خوشحال شدیم

خلاصه رسیدیم شیراز

31 مرداد رو منو دوستم توشیراز گذروندیم

رفتیم گردش و اینا

تا رسید به 1 شهریور روزه ملاقات

....

 

 


ادامـ ــه حرفایِ ما
دوشنبه چهارم شهریور 1392 17:27نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ |
نیما و نیاز

نیما





نیاز


شنبه نوزدهم مرداد 1392 13:21نویسنده ♣♫ sinsin-fatem ♣♫ |


♀♥علی و حدیث♥♂